بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی گر از آن… - Hafez

" "

بشنو این نکته که خود را ز غم آزاده کنی

خون خوری گر طلب روزی ننهاده کنی

آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد

حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی

گر از آن آدمیانی که بهشتت هوس است

عیش با آدمی ای چند پری زاده کنی

تکیه بر جای بزرگان نتوان زد به گزاف

مگر اسباب بزرگی همه آماده کنی

اجرها باشدت ای خسرو شیرین دهنان

گر نگاهی سوی فرهاد دل افتاده کنی

خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات

مگر از نقش پراگنده ورق ساده کنی

کار خود گر به کرم بازگذاری حافظ

ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

ای صبا بندگی خواجه جلال الدین کن

که جهان پرسمن و سوسن آزاده کنی

Persian
Collect this quote

About Hafez

Khwāja Shams-ud-Dīn Muhammad Hāfez-e Shīrāzī (known by his pen name Hafez or Hāfiz) (1325/26–1389/90) was a Persian mystic poet.

Biography information from Wikiquote

Also Known As

Pen Names: حافظ
Native Name: خواجه شمس‌الدین محمد حافظ شیرازی
Alternative Names: of Shiraz Šams-al-Din Moḥammad Anacreon of Persia Khāja Shamsu Dīn Muhammad Hāfez-e Shīrāzī Shamsoddin Mohammad Hafez-e Shirazi Ḥāfeẓ Moḥammed Shams od-Dīn Ḥafeẓ Ḥāfiẓ Ḥāfiẓ Shīrāzī Shams al-Dīn Muḥammad Shīrāzī Shams-ud-Din Mohammed Moḥammed Šams al-Dīn Ḥafeẓ Hafiz Khafiz Hafis Haafiz Häfiz
Go Premium

Support Quotewise while enjoying an ad-free experience and premium features.

View Plans

Related quotes. More quotes will automatically load as you scroll down, or you can use the load more buttons.

Additional quotes by Hafez

به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم
الا ای همنشین دل که یارانت برفت از یاد
مرا روزی مباد آن دم که بی یاد تو بنشینم
جهان پیر است و بی‌بنیاد از این فرهادکش فریاد
که کرد افسون و نیرنگش ملول از جان شیرینم
ز تاب آتش دوری شدم غرق عرق چون گل
بیار ای باد شبگیری نسیمی زان عرق چینم
جهان فانی و باقی فدای شاهد و ساقی
که سلطانی عالم را طفیل عشق می‌بینم
اگر بر جای من غیری گزیند دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
صباح الخیر زد بلبل کجایی ساقیا برخیز
که غوغا می‌کند در سر خیال خواب دوشینم
شب رحلت هم از بستر روم در قصر حورالعین
اگر در وقت جان دادن تو باشی شمع بالینم
حدیث آرزومندی که در این نامه ثبت افتاد
همانا بی‌غلط باشد که حافظ داد تلقینم

Forget not when dear friend to friend returned,
Forget not days gone by, forget them not!
My mouth has tasted bitterness, and learned
To drink the envenomed cup of mortal lot;
Forget not when a sweeter draught was mine,
Loud rose the songs of them that drank that wine — Forget them not!

Forget not loyal lovers long since dead,
Though faith and loyalty should be forgot.

PREMIUM FEATURE
Advanced Search Filters

Filter search results by source, date, and more with our premium search tools.

Loading...