حتی در ترانه های شکسپیر هم اثری از اُمّید نیست، چون در آن زمان سیفیلیس بیداد می کرد. اندوه عمیق نهفته در ترانه های شکسپیر از آنجاست که در آن روزها «عشق… - Romain Gary

" "

حتی در ترانه های شکسپیر هم اثری از اُمّید نیست، چون در آن زمان سیفیلیس بیداد می کرد. اندوه عمیق نهفته در ترانه های شکسپیر از آنجاست که در آن روزها «عشق» همیشه با سیفیلیس متداعی بود. هفتاد درصد مردم به آن مبتلا بودند. زنگ عمیق اشعار عاشقانه به همین دلیل بود. چون عاقبتش دیوانگی بود یا کوری و هیچ علاجی هم نداشت. «عشق» چیزی بود فوق العاده «مهم»، درست مثل «مرگ» و «زندگی». امروز «عشق» اهمیت تراژیک خود را از دست داده است چون حسابش از «کوفت» جدا شده است

Persian
Collect this quote

About Romain Gary

Romain Gary, born Romain Kacew (8 May 1914 - 2 December 1980) was a Jewish-French novelist, film director, WWII pilot and diplomat. He wrote under many pseudonyms including Shatan Bogat, Rene Deville and Fosco Sinibaldi. He is the only author to have won the Prix Goncourt twice, once under his own name and again under the pseudonym Émile Ajar.

Biography information from Wikiquote

Also Known As

Pen Names: Fosco Sinibaldi Shatan Bogat Émile Ajar Lucien Brulard René Deville
Alternative Names: Emile Ajar Roman Kacew
Unlimited Quote Collections

Organize your favorite quotes without limits. Create themed collections for every occasion with Premium.

Related quotes. More quotes will automatically load as you scroll down, or you can use the load more buttons.

Additional quotes by Romain Gary

همه نسلها نسل بربادرفته اند.اصلا علامت یک نسل همین است که بر باد رفته است. وقتی آدم این را احساس نکند پیداست کارش پاک خراب است. نسلهایی که بربادرفتگی خود را حس نمیکنند در گه خفه شده اند.

تف به هرچی هروئینی است. بچه‌هایی که هروئین می‌زنند به خوشبختی همیشگی عادت می‌کنند. کارشان تمام است. چون خوشبختی وقتی حس می‌شود که کم بودنش را حس کنیم. آن‌هایی که از این چیزها به خودشان تزریق می‌کنند، حتما در جستجوی خوشبختی هستند و فقط احمق‌ترین احمق‌ها برای پیدا کردن آن، چنین راهی را انتخاب می‌کنند. من هرگز گرتی نشدم. چند بار با دوستانم ماری‌جوانا کشیدم. آن هم برای اینکه باهاشان همراهی کرده باشم و به هر حال، ده سالگی سنی است که آدم خیلی چیزها را از بزرگترها یاد می‌گیرد. اما من میل چندانی به خوشحالی نداشتم. زندگی را ترجیح می‌دادم.

PREMIUM FEATURE
Advanced Search Filters

Filter search results by source, date, and more with our premium search tools.

I sat day after day in my little room, waiting for inspiration to visit me, trying to invent a pseudonym that would express, in a combination of noble and striking sounds, our dream of artistic achievement, a pen name grand enough to compensate for my own feeling of insecurity and helplessness at the idea of everything my mother expected from me.

Loading...